
بهم میگفت من فلان هزار تا خواننده دارم اما تو نداری. شمار خوانندگانت از مرز چند صد تا هم نگذشته است. بعد به اصل استفهام انکاری خواست برایم ثابت کند که دو چندان خفن و باحال و خواستنی است. من بیشتر درنخ چای و شیرینی ام بودم. توی آن عصر دلپذیر تابستان خیلی می چسبید. گفتمش که خیلی دربند نیستم هر که بیایید قدمش سر چشم و نخواست هم حتما خوشش نیامده. گفت تو باید بروی مخاطب را بدزدی بیاوری.گفتم من مسئول صفحات اجتماعی و روابط عمومی شرکتم نیستم . ماهیت کارم متفاوت است. کسی قرار نیست بخاطر تعداد افراد دنبال...
ادامه مطلب
بیضایی در اولین سال مهاجرت اش مصاحبه ای کرده بود و از وضعیت فرهنگی انتقاداتی داشت که بخشی از آن در مورد سالن های تئاتر و اقبال مخاطبان بود. توی آن مصاحبه گفته بود مجموعه تئاتر شهر که ساخت و افتخار آن نیز برای دوره و حکومت و آدم های دیگری است در زمان خودش گام بلندی بوده نمونه دیگری بعد انقلاب وجود ندارد.گفته بود همین میراث قدیمی هم از خطر آدمهای شهرت طلب مصون نمانده و یک بخشش را شهرداری سوراخ کنده ،بخشی را xa0مترو چاله کرده و مملو از آدمهای سیگاری و اوبی های هراسان است و توی توالت هایش مملو از شم...
ادامه مطلب
درگیر و دار آمار بلاگ و کانالش بود. شبانه روز درگیر چک کردن و کنترل کردن بود. آمار رفتن و آمدها را داشت و میدانست چند نفر آمده اند چند نفر رفته اند. بی چشم داشت لایک نمیکرد. بی مبادله لینک نمیداد .بی شائبه دوست نمیداشت. بهش گفته بود درگیر خودتی.درگیر...
ادامه مطلب