کاخ آپادانا ،دروازه ملل،کاخ صد ستون،کاخ جی،کاخهدیش ،کاخ ه ، کاخ تچر ، کاخ سه در ،کاخ ملکه و کاخ شورا،خزانه شاهی به انظمامسرباز خانه و چندین و چند پلکان ورودی و خروجی مجموعه تخت جمشید را تکمیل کردهاست. تخت جمشید بعد حمله اسکندر متروک مانده بود. گفته شده است صدها سال پساز حمله اعراب به ایران این بنا که به تلی از خاک و ستون سوخته تبدیل شده بود ازنظر مردمان و گذر کنندگان همان تخت شاه جمشید بوده است که فردوسی در شاهانامه از آننام برده است. بعدها با کاوش در کتیبه ها و خطوط میخی مشخص شد که نام این بنا پارسه بوده و در دوران هخامنشیان پایگاه فرانروایی بودهاست.
کاوش بر روی کتیبه های تخت جمشید تا زمان پهلوی به شکل مدرن و گسترده انجام نشد تا در زمان پهلوی اول (رضا شاه) ارنست امیل هرتسفلد باستان شناس آلمانی بیش از سه سال اقدام به کاوش و ثبت کتیبه ها و تعداد زیادیدفینه سفالی کرد. بی تردید نام هرتسفلد بیش از هر شخص دیگری در ثبت نام تختجمشید تاثیر گذار بوده است.
همچنین جشن های 2500 ساله که در زمان پهلوی دوم(محمدرضاشاه ) برگزار کرد . باز سازی هایی در سطح ایجاد سکو نشیمن گاه ،دیوار کشی های کاهگلی و سنگی انجام شده است که از نظر باستان شناسی فاقد ارزش حسابمیشوند. هدفش به نوعی مانند آنچه درخصوص هویت جویی ساسانیان بیان شد. پهلوی نیزعلاقمند بود که خود را وابسته به دوران پر شکوه شاهی نشان دهد و از این طریق بهدنبال تقدس جویی بود. بی توجه به تغییرات زمان و تفکرات و سطح دانش آدمها. پس شد آنچه شد.
بعداز انقلاب اما تندروهای راست گرا با محوریت صادق خلخالی بعد از تخریب مقبره رضاشاه در شهر ری به دنبال تخریبآرامگاه فردوسی و تخت جمشید بود.اما مخالفت شدید پرویز ورجاوند ،وزیرفرهنگ وقت ، نصراله امینی استانداردفارس و آیت اله سید محمود طالقانی ازروحانیون میانه رو باعث ممانعت در تخریب این آثار ملی برآمد.
حوالی ساعت 3 عصر از تخت جمشید بیرون زدیم تا شیراز 45 دقیقه ای راننگی داشتیم. جاده پر تردد تر شده بود. نشسته بودم پستفرمان و جاده را آرام میراندم. بین مسیر درست روبروی پالایشگاه شعبه شیرازِ محل کارمان را نشان بچه ها دادم و فیگور آمدم. از اینجا تا شیراز را 10باری رفته بودم. به دروازه قرآن که رسیدیم نظر بچه ها بود که باغ ارم را ببینیم.تنها جایی که باید میدیدم و فقط تا 5 عصر بلیت فروشی داشت. داخل باغ یک ساعتی چرخزدیم و عکس گرفتیم. ارم همیشه طرب انگیز است. فصل اش فرقی ندارد. بهار، تابستان،پاییز یا زمستان قشنگ است. سرو دارد سروهایی که نماد شیراز است. حوش و فواره دارد. طرح باغ و عمارت اش ایرانی است و آن راحتی و آرامش شیرازی رامیتوانی آنجا رک کنی. در پس و پناه هایش درختهایش آدم ها با هم حرف میزنند اماصدایشان کسی را اذیت نمیکند. عشاق قرار میگذارند و توریست ها عکس میگیرند.
آفتابداشت پس می رفت. عکس هایمان دیگر رنگ آب دهان مرده میشد. افتاده بودیم به جان گوشیو آشناهایمان که جایی برای شب ماندن پیدا کنیم. جایی کوچک و ارزان که حوصله چهار تایمان را داشته باشد. حامد مسافرخانه ای جفت و جور کرد. صاحبمسافرخانه پشت تلفن خط و نشان کشیده بود که اگر تا نیم ساعت دیگر نیایید اتاق رابه تیم دیگری اجاره میدهد. سریع سوار شدیم و بلوار کریمخان و لطفعلی خان زندترافیک دامن گیر و بی درویی داشت. به انضمام این همه خودرو سواری اتوبوس وموتور سیکلت و عابر پیاده را هم اضافه کنی تازه میفهمم پیمان آن ده دوازده کیلومتر چی کشید تا برسیم. مسافرخانه حیدری از آن بناهای متوسط بود نهخیلی تمیز نه خیلی کثیف اما ارزان بود. از منظر مارکتینگ بخواهی نگاهش کنی جایی بود که به قیمتش می ارزید. بزرگترین مزیت اش این بود که تا مسجد نصیرالملکفقط 50 متر فاصله داشت. دقیقا طول یک کوچه چند متر این طرف و آنطرف تر. وسایل راتوی مسافرخانه گذاشتیم. ماشین را توی پارکینگ عمومی پارک کردیم(چون ان منطقه ازشیراز جای پارک پیدا نمیشود) نهار نخورده و گرسنه بویدم. جمع راضی بود به اینکه بهعوض نهار شام را در بهتربخوریم. گزینه های من در شیراز صوفی و هفت خان و شاطر عباسبود. توی آن ترافیک ترجیح دادیم ماشین بیرون نبریم. با تپ سی تا رستوران صوفیستارخان 7000 تومان شد.رستوران صوفی اما گوشمان را برید. باز هم از منظر کارکتینگاش بخواهی نگاه کنی نسبت کیفیت و حجم غذایش با پولی که سلفیدیم برابرینداشت. 250 هزار تومان برای ما با انگیزه و شکل سفرمان هزینه بزرگی بود.(توصیهمیکنم هیچوقت هم رستوران صوفی نروید) بعدتر توی گوگل و تریپ ادوایزر دیدمکه میهمانان همه این موارد را ذکر کرده بودند و ما بی توجه به آن رفتهبودیم. بعداز سوفی با تپ سی به حافظیه زفتیم. حافظیه جای داغ شده صوفی را کمیالتیام داد. هوای میانه بهمن ماه سرد بود اما حافظیه مملو از گرمای حضور بود. بعداز قرائت فاتحه برای روح لسان الغیب بچه ها به حیاط غربی حافظیه بردم و مزار حمیدی شیرازی، رسول پرویزی و دکتر افراسیابی را نشان دادم. از میان بازدیدکنندگان حافظیه کمتر کسی میداند که حیاط و محوطه حافظیه مملو از قبور آدمهای بزرگو مفاخر شیراز است و این محوطه در زمان پهلوی اول و توسط معماری فرانسوی و شرقشناس بنام آندره گودارد ودستیارش ماکسیم سیروکس ساختهشد.
پشت آرامگاه خانوادگی قوام ها با اپلیکیشن فالحافظ موبایلم چندتا فال گرفتم فالها را چپ و چول میخواندیم اما کژ دار و مریضمتوجه منظور غزل ها میشدم. فال خودم خوب بود. تعبیر داشت.فال حافظ جوری است که برای همه تعبیر دارد. بی دلیل و با منت هم ورق زده باشی فال حافظ یک جایمنظورت را نشانه میگیرد و در گیرت میکند. همین شده است که حافظ با حدود 350غزل منصوب اینقدر مورد توجه ایرانیان قرار گرفته است.
از حافظیه زدیم بیرون قول فالوده شکرریز میدان ارگ را به بچه ها داده بودم. تپ سی این بار مارا با3500 تومان از چهارراه حافظیه تا جلوی ارگ کریمخان رساند. بستنی فروشی در آنساعت شب و سرمای شیراز شلوغ بود. صف ایستادیم چهار تا فالودهبستنی دیوانه کننده ترین تصمیم بود که نمی شد ازش گذشت. مسیر ارگ تا مسافرخانه را قدم زدیم. نزدیک بود. سر راه به شاهچراغ هم رفتیم. شاهچراغ را دوست دارم گنبدش کاشی کاری است و ستون هایش چوبی، حرم وسعت یافته اماهسته مرکزی همان امامزاده با صفاست که حیاطش درخت دارد. از صحن های حرم مشهدخوشم نمیآد انجا همیشه تا مسیر را به صحن اصلی برسم خیس عرق میشوم. گرم و بدون سایهاست. درخت توی صحن هایش نیست. فقط مسطح بزرگ و تب دار است. اما شاهچراغ حوض و درختدارد. ایوان و پرده دارد. شبهای سرد زمستان یا روزهای پر آفتاب پرده ها را میاندازند. صحن آینه کاری مراسم عزاداری برپا بود. مردها با لباسهای مشکی (تا بالای زانو) به تن سینهمیزدند. لباس ها جوری دوخته شده بود که محل خوردن دست به سینه عزادارنلخت باشد. ریتم واحد سینه میزدند و بنظر دست ها آرام ولی محکم سینه می زدند.خستهبودیم. تاب نشستن و تماشا کردن بیشتر نداشتیم.از حرم زدیم بیرون. نیازمند خواببودیم.من قبلش دوش هم گرفتم،حمام بزرگ و جا داری ته راهرو داشت. پیماننهیب زد که شش صبح برپا می دهم. حال تایید یا رد کردنش را نداشتم. روی تخت هایش دلمنمی آمد بخوابیم کیسه خواب هایمان را باز کردیم و توی کیسه خواب روز را تمامکردیم. مثل تلویزیون های قدیمی تصاویر امروز توی ذهن مچاله شد،جمعشد و جمع شد و یک نقطه شد توی ذهنم و بعد همه چیزخاموش شد.
ما را در سایت در نیمه های شب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133