هاویه - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 3:06
قرار کردیم هاویه را بخوانیم. پاره اول درباره ی مرگ بود. ما دنبال داستان هایی پیرامون مرگ بودیم. چند باری از بچه ها خواستم بیایند راجعش حرف بزنیم. سر نگرفت. حضور اتفاق جدی تری است. مجاز خیلی استرس کمتر
زندانی - تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 14:32
الکل های خونی و خون های الکی بر زخم های آغشته از کهنگی نا محرم اند شاید تو بدانی که من آنقدر ها هم عاشقت نبوده ام در این زمانه که مستی خون طلب میکند و سیگارها فقط در انتظار دود میشوند.
البته که عصبانی هستم، اما احمق نه. - تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 14:32
یک ماه تمام است صبح ها خواب نما شده بیدار میشوم. نمیدانم چند دقیقه یا چند ده دقیقه روی تخت مینشینم. به سایه محو پرده روی میز و گلدان نگاه میکنم. به تاریک و روشنای شش صبح زمستان، بعد بلند میشوم در رخوت
سلطان انتخاب، پروین - تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 14:32
این عکس را ببینید. یوسف اعتصام آشتیانی معروف به اعتصام الملک است. که از خانواده ای فراهانی در تبریز چشم به جهان گشود. ادیب، مترجم و موسس اولین چاپ خانه مدرن در شهر تبریز است. در بزرگی و تاثیر اون
بگو که به خون می سرایم - تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 20:36
دنده را سبک نمیکنم. صدای اعتراض موتور خاتون را میشنوم. هوا آلوده است. جای سوزن هنوز روی دستم گزگز میکند. داریوش ترانه ای از جنتی عطایی را میخواند: "با دژخیمان، اگر شکنجه، اگر بند است و شلاق و خنجر، اگ
پیرامون فیلم "رضا" : آنچه شبیه ماست - تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 20:36
امروز بعد از تقریبا دو ماه از توصیه آن دوست و استاد عزیز فیلم رضا را دیدم. اولین ساخته بلند #علیرضا_معتمدی در مقام نویسنده و کارگردان و بازیگر نقش اول. فیلم داستان مردی بنام رضا را روایت میکند که در ز
درد را از هر طرف که بخوانی،درد است اما زندگی هم هست. - تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 20:36
هوشنگ گلشیری در مراسم دفن #محمد_مختاری در آن سال کذایی که کانون نویسندگان سیبل ماشین های ترور حاکمیت بود و سعید امامی ها و علی فلاحیان ها وقیحانه در حال جولان دادن بودند، یک سخنرانی تاریخی در امامزاده
گذشتن و رفتن پیوسته - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
حالا درست یک هفته است که کنده ام. جدا شده ام و این جدا شدن گویی که بخشی از من را با خود برده باشد، سخت درگیرم کرده.دلتنگی هست اما نه به قدری که دلسرد کننده باشد. بیش از شش سال با جوانهای هم سن و سال ب
آلودگی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
الکل های خونی و خون های الکی بر زخم های آغشته از کهنگی نا محرم اند تا بدانی که عشق برایم تک واژه بی معنای فرهنگ لغات نی
به ط آلتم... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
بی اعتنا به گرمای روزگار دامن کوهی درستکار فریاد برآوردم که چرا میگذرد روزها بر بطالت ام پاسخ آمد سریع زسوی کوه : بر بطالتممممم بطالت اممم به طا لت اممم به ط آلت اممممم آل ت اممممم...
تو میتوانی تفنگی داشته باشی* - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
توی دو هفته اخیر عصبانی نشدم و دلیل این عدم عصبیت و دلخوری را پختگی و سطح برخورد همکاران جدیدم میدانم. وگرنه من همان پسر جوشی پر شوری ام که بی نظمی و زورگویی فوری مرا از کوره به در میکرد. حالا اینجا
بهای دروغ چیست؟ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
چرنوبیل* را دیدم نسخه کپی و غیر قانونی اش را دیدم. از این بابت از سازندگان و تهیه کننده اش عذر می خواهم .گزینه دیگری برای من ایرانی وجود نداشت نه کارت اعتباری جهانی دارم ،نه حقوق مولف خارجی اینجا به
چه عهد شوم غریبی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
حالا دیگر باید دقیق بود لااقل در نوشتن و گفتن از چنین چیزهایی باید ارجاعات دقیق داد،کامل شنید، تحلیل کرد و اجازه داد که گَرد تعصب در محلول امولوسیون شتابزدگی ته نشین شود و بعد از آن سخن گفت. من هم مثل
امیدوارم بدانی که چه میخواهی؟ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
من زورم را زدم. میدانستم چه می خواهم می دانستم کجا باید باشم. چکار باید بکنم. سی سال عمر با عزت و شاید کم فروغ یادم داده است که صبور باشم.یادم داده است در جغرافیای این آب و خاک از زمانی که به درکی از
کمی هم با ما باش فقط کمی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
اخوی، والا مقام ،بزرگ، امنیت ملی، صاحب نظر، اقتضای زمانه ، مصلحت اندیش، قربان تصدقت وقتی به خاطر افزایش قیمت بنزین تمام سیستم های ارتباطی را قطع میکنی و اینترنت حتی در حد ارسال ایمیل و ارتباطات کاری
سفرنامه تا جیرفت - فصل 1 -بارون و دوست دارم هنوز چون تورو یادم میاره - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
به دلیل مشکلات اینترنت امکان افزودن لینک برای این سفرنامه, محیا نشد. به زودی با رفع مشکلات لینک و نقشه اضافه خواهد شد. دیباچه یک ماه پیش تر از نوشتن این پست یک روز در اواسط مهرماه به سرم زده بود
سفرنامه تا جیرفت - فصل 2- کویر آدم را به اعتراف وا می دارد. - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:56
به دلیل مشکلات اینترنت امکان افزودن لینک برای این سفرنامه, محیا نشد. به زودی با رفع مشکلات لینک و نقشه اضافه خواهد شد. هفت صبح بیدار شدیم. خواب درستی نکردیم. شوفاژ های مسافرخانه روشن بودند. گر
سفرنامه جنوب _ فصل اول : آغاز شدن - تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 21:22
پیش درآمد حالا دریافته ام که سفر چیزی شبیه الکل است. درست ترش را بخواهم بگویم شبیه شراب دُرد دار است. سفرنامه نوشتن هم ظرف نگهداری این شراب است. آنها که سفرنامه نوشتند از سعدی و ناصر خسرو گرفته تا ز
سفرنامه جنوب - فصل سوم : گم گشتگی - تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 21:22
از آنجا که در پنجاه متری نصیر الملک اقامت داشتیم به سرمان زده بود صبح قبل از ترک شیراز سری به نصیر الملک بزنیم و از نقش رنگی افتاده روی قالی های لاکی رنگش کیفور شویم. این شد که کوله ها بستیم و توی ات
سفرنامه جنوب - فصل چهارم : دلدادگی - تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 21:22
با صدای بچه ها بیدار شدیم. بچه هایی که دریا را دیده بودند و از هیجان به وجد امده بودند.جیغ می کشیدند و داد و فریادی راه انداخته بودند. باور وجود آن همه آب برایشان عجیب بود و عمق تلاششان انداختن سنگ در

برچسب‌های مرتبط

باید یکی باشد | يكي بايد باشد | همیشه باید یکی باشد | شعر یکی باید باشد | متن یکی باید باشد | april 24th zodiac | april 24th | april 24th birthdays | april 24th 2016 | april 24th birthstone