جان دادن روی زبری آسفالت - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 11:23
ما دونفر بودیم. گنگ خواب نبودیم. مست از باده و دیوانه از لذت نبودیم. گردنه را سرازیر شدیم. خلاصی نفس داری به ماشین دادیم. گذاشتیم باد خنک فیروزکوه بخورد به رادیاتور و آب را خنک کند و بپیچد توی موتور و روغن را ویسکوز تر کند. تا چرخ دنده ها سرحال بیاین
devils are in the details - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 11:59
از همین جا آغاز کنیم. از 15 اردیبهشت که چند کیلومتر راه را کوبیدیم با دوستان رفتیم که سری به نمایشگاه کتاب زده باشیم. همه راه رفتن و گشتن و دور زدن بعد دست خالی برگشتن . باران رگباری بهار و مشکل همیشگی زیرساخت و تاسیسات ضعیف که نمایشگاه را تعطیل کرد.
ریاست جمهوری به مثابه تک چرخ زدن در جاده یخ زده - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 11:59
خبرآنلاین ویدیویی از کاندیده های اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران منتشر کرده بود. که در آن کاندیده های به بیان شعار های خود می پرداختند. از آنجا که بعضی از اسامی و شخصیت ها را خوب نمیشناختم شروع به جستجو در باب اسم و رسم و شهرت کاندید
اختر چرخ ادب پروین است - تاریخ: 1396/1/29 ساعت: 1:26
شعرش از دیوار نوشته مدرسه راهنمایی شروع شد. آنجا درست پشت لوله های 2 اینچی که دروازه زمین فوتبال مدرسه ما بود توی یک کادر مستطیلی نوشته شده بود"درخت تو گر بار دانش بگیرد/به زیرآوری چرخ نیلوفری را ." و همیشه موقع پنالتی زدن باید توپ را درست سمت چرخ نیلوفری شوت میکردی ، رد خور نداشت . گل می¬شد.
تیر - تاریخ: 1396/1/29 ساعت: 1:26
تا بیش تر مه گرفته باشد یکشنبه ام کنار خرمن گیسوانش بی تاب آغوش امن دستهایش و همه کاج های خاک گرفته شهرم تا تیر بکشد قفسه سینه ام، تا تیر بکُشد این تن نیمه جان را تا تیر باشد سیگار پدر عبوس اش با تاول لبهای تف زده اش بوسه ای شود کونه ی خیار روی لبهایم شاید کسی باور کند که دوستش می¬دارم
دگرگونی نوع دوم فروپاشی است. - تاریخ: 1396/1/29 ساعت: 1:26
شوروی کمونیست هم به این سرعت از هم نپاشید که واحد کوچک ما دارد از هم می پاشد.دارد دگردیسی می کند. دگردیسی خوشبینانه ترین واژه ایست که می توانم به زبان بیاورم.هر چند واقعا از رخ دادنش مطمئن نیستم.آنچه که این روزها ازش مطمئنم این است که جرقه های چماق به فیتله نشسته و اَلو گرفته و حالا هر چه که می گذر
من و تو - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
1 تو، درخت شدی بهار که شد، هر دستت شکوفه بود تابستان میوه هایت را شیر می دادی و همه پاییز را با باد گریه کردی. زمستان که بیایید تو را به خاطر افسردگی به تیمارستان می برند تنها می مانی تا دوباره بهار شود. 2 ، من اما گنجشک شدم بهار را آواز خواندم تابستان از گربه ها فرار میکردم پاییز را دنبال دودکشی گر...
یگانگی - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
آمده بودیم هم را ببینیم .آمده بودیم کوه یک کم گردش خونمان را بالا ببریم که هرچه ذرات معلق و آلودگی توی رگ هامان رسوب کرده را بشورد و با خود ببرد. آمده بودیم بفهمیم بعداز ده سال چه ریختی شده ایم. آن بالا پشت پناهگاه ، پاها آویزان رو به تهران سرما زده و ذغال شده. نگاه میکردیم و ها کردنمان دم چای داشت ...
موسیو ابراهیم - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
نمیدانم شما هم درگیرش هستید یا نه ، آدم شش ماه شش ماه نمینشیند چهار خط کتاب بخواند یا فیلمی ببیند یا تیاتر برود .بعد درست نزدیک امتحاناتی که توی طول ترم هیچ کاریبرایش نکرده میرسد. همزمان نویسنده و نقاش و عکاس و منتقد سینما و کارشناس تیاتر و مجسمه ساز میشود. ویر آدم میگیرد همه اینها را انجام دهد. مدت...
12-سینما - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
کاش می توانست در تاریکی عمیق سینما در مخمل های چرک فرو برود بی آنکه به بازتاب نقره فام نور بر شعور آدمیت فکر کند محسور موسیقی شناور فیلم باشد.
فنی زادگان - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
دانشجو که بودم یک جایی توی مصاحبه ای دیدم که مجری دارد به بازیگر فشار می آورد . جوری که انگار بخواهد اغراق بگیرد که اعلان برائت کند از سینمای پیش از انقلاب و نوای ایرج و کرشمه ها مردانه ملک مطیعی و تیپ جذاب فردین . بازیگر تحمل کرده بود. از نوع نگاهش پیدا بود که دارد فکر میکند. گذاشت تمام انرژی اش مث...
دانستیه غم - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
جرم بغض های این شهر بر حجم سرگردانی کوچه هایش دانستیه غم تهران است بر چشمان خسته ساکنان ، اگر باران نیسان نیستی لااقل سرخوشی شکفتن نوبرانه باش.
پاییز،جمشید و چیزهای دیگر - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
برداشت اول: 1324/07/07 برای جمشید ، جوان گندمگون استهبانی خنکای هوا در روزهای آخر سپتامبر شمال امریکا سرد می نمود. جمشید به تازگی در رشته راه و ساختمان مدرک خود را اخذ کرده بود وحالا برای تحصیل در رشته مهندس هیدرولیک راهی واشنگتن شده بود. پسر حبیب اله خان آموزگار قاضی عدلیه استهبان، فخر فامیل . چند ...
حاج صادق خلخالی - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
خاطره اش مثل روزهای دوران آن خانه درندشت و صحبتهای بابا با لحن یواش است. همه جوانان عصر ساواک صحبتهایی دارند که یواش می گویند و روی هجابه هجایش تاکید می کنند. بچه تر از آنی بودم که بفهم بابا چه میگوید. خلخالی کیست یا چه شکلی دارد.فقط می دانستم از آنهایی است که اگر توی کوچه دیدم باید از دستش فرار کنم...
دل نامه - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
عصر سرد مه آلود زمستان . روی شیب تپه ای خوشنام با زمینی سرد ما گرم ،بغل هم نشستیم و بی زبان حرف زدیم. حرفهایی سبز. حرف زدیم نه از هردری ، عاقلانه تر، زور نزدیم هدفمند باشیم حرف زدیم و آخرش نمی¬دانم چه شد که بحثمان به شما کشیده شد. حرف شما وسط آمد.بهم گفت در بند نباش. آنکه دائم دنبال خواست مخاطب بوده...
Crashing Down To The Earth - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:30
عاشورا بود و آدم ها ویلان خیابان و کوچه ها بودند. راننده هااز وضعیت درهم و برهم غرغر می کردند. و سیاهی چسبیده به افق بود. دود اسپند بود و بوی نذری .آنجا درست توی سبزترین چمن های دنیا ان دو جوان علف میکشیدند. و از جاودانگی حرف میزدند. احال خوبی که بهشان دست داده بود و به دنبال فتح عمیق ترین حس های دن...
برای قشنگی،قشنگم. - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:12
چند روزی است به بهانه ممیزی و جلسه بازبینی مدیریت همه افتادن به صرافت تکمیل مدارک و مستند سازی و هزار یک نمیدانم چی دیگر. خلاصه بساط کاغذ A4 داری ؟ و فلان چیز چه تاریخی انجام شد؟ گرم ِگرم است. بعضی هم این وسط خرده حسابهای شخصی شان را دارند صاف میکنند و یعنی وقتی به دلیل سمت و پست سازمانی شان لای یکی...
ریاضی پیشرفته،محاسبات پیشرفته ،هیدرولیک پیشرفته و دیگران - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 0:20
سه امتحان پشت سر هم ، همان درسهای کارشناسی این بار یک پسوند پیشرفته گرفتند .کمی پارامتری تر شده اند والبت خشک تر و عصا قورت داده تر . نمیدانم چه اتفاقی قرار است بیافتد. بنظرم بیشتر فضا سازی است و ترس . وگرنه واقعیت جز یک امتحان چیز سختی نیست.امیدوارم بتوانم از پسش برآیم. ترم جاری را خیلی کم سر کلاس ...
باید یکی باشد. - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 0:20
فورد ماستنگ قرمز وسط کویر آیداهو یا تگزاس میراند. رادیو محلی ترانه ای از موسیقی کانتری پخش میکند، دوربین توی جریان مغشوش عبور ماشین میچرخد و می رود روی کاکتوس های گوشتی کنار جاده زوم میکند. پلان بعدی موهای راننده در باد می رقصد عینک دودی اش که نیمی از صورتش را گرفته بازتاب سکه طلاگون خورشید را نشان ...
April 24th - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 0:20
نوروز 81 زویا پیرزاد میخواندم. همان زمان کتاب "چراغ های را من خاموش میکنم" بیرون آمده بود و سر و صدایی در ادب داستانی راه انداخته بود. توی آن کتاب مختصر اشاره ای به ارامنه و علت مهاجرتشان به ایران و اصفهان و اهواز کرده بود. در واقع مختصر موضوع کشتار را در آنجا طرح کرده بود. این اتفاق و موضوع همزمان ...

برچسب‌های مرتبط

باید یکی باشد | يكي بايد باشد | همیشه باید یکی باشد | شعر یکی باید باشد | متن یکی باید باشد | april 24th zodiac | april 24th | april 24th birthdays | april 24th 2016 | april 24th birthstone